“I am very careful”

By May 9, 2020 Media

This must be the only place that is safe from the coronavirus,” the old man said. Perhaps he was right. There were only a handful of people at the entire shopping center. On the second floor, where he had decided to rest, there were only two colleagues having a chat. A security guard was walking across empty shops whose owners were busy with their cellphones to escape boredom. The old man had felt comfortable enough to remove his face mask, his shoes and one plastic glove on his right hand so he could easily check his phone before he slipped into a siesta.

Outside, it was business as usual. Impatient drivers waiting at the bustling downtown intersection honked while kids offered to clean dirty windows for cash. At the entrance of the shopping center, dozens of motorcycles were waiting for their riders to carry goods around the city. “I’m not worried about the virus, though,” the old man said, rubbing his nose with the fingers of his gloved hand. “I am very careful.

پیرمرد گفت: «اینجا تنها جای امن از کروناست.» شاید درست میگفت. در تمام مرکز خرید تنها چند رهگذر به چشم میخوردند. در طبقه‌ی دوم، جایی که پیرمرد استراحت میکرد، دو همکار در حال صحبت بودند. مامور حراست در مقابل فروشگاههایی قدم میزد که صاحبانشان برای فرار از کسالت با گوشی‌ تلفنشان مشغول بودند. پیرمرد آنقدری احساس راحتی کرده بود که ماسک، کفش و دستکش دست راستش را دربیاورد تا به راحتی از تلفن همراهش استفاده کند و بعد به چرت نیمروزی فرو برود. بیرون، زندگی عادی در جریان بود. رانندگان کم‌تحمل در چهارراه شلوغ بوق میزدند و چند کودک به دنبال پولی به ازای تمیزکردن شیشه‌ی ماشین‌ها بودند. مقابل ورودی مرکز خرید، ده‌ها موتورسیکلت پشت هم ردیف شده‌ بود تا راننده‌هایشان در خیابانهای شهر جنس حمل کنند. پیرمرد گفت: «البته من خیلی نگران این ویروس نیستم.» بینیش را با انگشتهای دستی که دستکش داشت پاک کرد: «من خیلی رعایت میکنم.»